#مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم_پارت_213

اومد جلوم...خیره نگاهم کرد....

خیره ی خیره ی خیره....!

ـ لرز خربزه ای رو که خوردم خودم باید به جون بخرم نه خوانوادم....

نگاهش کردم...

ـ شما جز با این کنایه ها به هیچ بادی نمی لرزی؟...

ـ غوغا....

ـ غوغا

اولین بار بود که صدام میزد.....

اولین بار بود که خیره توی چشمام نگاه میکرد و اروم اسممو صدا میزد....

صداش چقدر مردانه بود....!

مردانه بود یا الان مردونه به نظر میرسید؟.......!

ـ خواهش میکنم تمومش کن.....

فهمیدم چی میگه...میخواستم باهاشون مهربونتر باشم اما دلم و روحم بدجوری زخمی شده بود.....مهم نیست که اگه میگفتن من کینه ام.....بد به دلم اومده بود....بد....!

سرم رو پایین گرفتم....

ـ نگام کن.....

به شدت سرمو تکون دادم.....

ـ بزار خودم تاوان بدم....مردونه پاش وایستادم..از من بیزار باش ...چند روز داری همه ی خانوادم رو با حرفی که من بهت زدم چوب میزنی.....این بی انصافی از تو دوره....

نگاش کردم....

خواب بودم؟....

یاسر اخمو و پرخاشگر امروز و الان ؛ توی این لحظه داره اروم حرف میزنه و ازم خواهش میکنه....!

زبونم بی اختیار چرخید....

ـ خودتی؟....


romangram.com | @romangram_com