#من_تو_او_دیگری_پارت_215
برانوش لبخند کجی زد وگفت:گوشیم تو جیبمه...
ارمیتا ناچارا جلو تر امد...
Ain't fallin' through
آیا من کاملا گرفتار نشده ام ؟
I'm in need of U
من به تو محتاجم
The trust in my faith
اعتمادی که در ایمان من به توست
برانوش م*س*تقیم به او زل زده بود.
ارمیتا دست لرزانش را در جیب چپش کرد...
برانوش اهسته گفت: اون یکیه...
My tears and my ways is drowning so
اشک های من و راه هایی که من در آنها غرق می شوم
کمی به او خیره شد... دستش را درجیب راستش کرد.
I cannot always show it
من نمی توانم همیشه ایمانم را به تو نشان بدهم
But don't doubt my love
اما شک نکن عشق من
I'm callin' U
تو را صدا می کنم...
گوشی راپیدا کرد.
نوشته بود:هدیه...
I'm callin' U
تو را صدا می کنم...
با انگشت ضربه ای به صفحه زد و موبایل را دم گوش برانوش گرفت.
romangram.com | @romangram_com