#مهتاب_پارت_166
لبخندی زدم وگفتم: مچکرم با اجازه
از دفتر اومدم بیرون وبا دقت به اطراف نگاه کردم .شرکت کوچیک اما شیکی بود .منشی خودش اومد سمتم وگفت: بیا محل کارت رو نشون بدم
رفتیم داخل یه اتاقی گفت: اینجا اتاق تو ،ایشالله بعد از این که استخدام شدی میتونی هرجور که بخوای درستش کنی .چون معمولا با اتاق تو کار ندارن واینجا نمیان برای همین آقای دادفر گذاشته آزاد باشید
اتاق خیلی خوشگلی بود یه میز بزرگ چوبی قهوه ای سوخته روبه روی در گذاشته شده بود ویه کمد هم گوشه ای از اتاق چند تا صندلی جلوی میز قرار داشت .
گفتم: خیلی اتاق خوشگلیه
-من بهاره هستم
-خوشبختم منم مهتاب هستم .شما از کی اینجا کار میکنید ؟
-از همون اولی که اینجا افتتاح شد من بودم . آقای دادفرتوی دانشگاه منو میشناختند برای همین ازم درخواست کار کردند
-چند نفر اینجا کار میکنند؟
-یکی که خواهر آقای دادفر ومترجم اینجا هستند وچند نفر دیگه هم اینجا کار میکنند
-خب پس زیادیم
-تقریبا .خب من دیگه میرم
-من الان باید چیکار کنم ،بمونم یا برم؟
-از آقای دادفر بپرس
romangram.com | @romangram_com