#ما_پنج_نفر_پارت_376

_باورنمیکنم

_مهم نیس.

_چرا انقد سرد شدی؟

_من واقعا نمیدونم شما دارین از چی حرف میزنین !

_باشه؛ولی اینو بدون هیچ وقت اون آغوش گرمتو ازیاد نمیبرم.

پوزخندی زد

احتیاج شدیدی به هوای آزاد داشتم به سرعت به



سمت باغ رفتم و به یه درخت تکیه دادم.

زیاد از ساختمون دورنبودم...

چن تا نفس عمیق کشیدم که صدایی رو کنار گوشم شنیدم.

_ساراچیزی شده؟



دیدم پارساست

romangram.com | @romangram_com