#ما_پنج_نفر_پارت_365


به حرف زهرا خندیدم و گفتم:

اونقدرا هم که میگین خوشگل نشدم زهرا گفت:

خاکتوسرت برو بمیر!

_لعیا کو؟

_تو پرو!

_اها خب پس برین کنار من درو ببندم و لباس و دربیارم...

به حرفم گوش کردن و رفتن کنار منم درو بستم و لباس رودراوردم...

لعیا هم یه لباس شیری انتخاب کرده بود که خیلی بهش میومد...

بعد از این که پولشونو حساب کردیم رفتیم کیف و کفش ستش رو هم خریدیم....

از بچگی عاشق اینجور لباسا بودم...

بعد از این که خریدامون تموم شد به رستوران رفتیم و بعدشم برگشتیم خونه...



***


romangram.com | @romangram_com