#ما_پنج_نفر_پارت_234

آروین:پس چرا ساغر نمیاد؟..احسان:

این عادتشه همیشه خدا آخر از همه آماده میشه.

صدای ساغی اومد:

غیبت نکن احسان خان و از پله ها اومد پایین اون هم یه تیپ سفید مشکی زده بود.

پسرا هم که ماشالا همشون خوشمل بودن با هیکل ورزشکاری.

وسیله هایی که از قبل آماده کرده بودیم و برداشتیم و راه افتادیم به سمت ماشین ها.

پارسا:خب کی کجا بشینه؟

عرفان:خب خانومم وزهرا ولعیا تو ماشین من بقیه هم هر جا دوست دارن.

پارسا: خب من و آرسام وسارا وساغر هم تو ماشین من.

-احسان:

بقیه هم تو ماشین من

همگی موافقت کردیم و رفتیم سوارماشیناشدیم.

به اون جا که رسیدیم ماشین ها رو پارک کردن و ما هم وسیله هارو برداشتیم.

به اطراف نگاه کردم واقعا فوق العاده بود .

romangram.com | @romangram_com