#کیارش_پارت_95
آریان - اوهو من کجا نیم وجبم من بیست و چهار سالمه!
بعد با صدای بلند خندید و ادامه داد:
آریان - آخه یه دختر بیست و چهار ساله بعد از دو هفته به یه نفر اعتماد میکنه؟
طناز ساکت شد، آریان پوزخندی زد و گفت:
آریان - پس وقتی بهت ميگم نیم وجبی بگو هستم چون عقلت در همون حده!
طناز خواست چیزی بگه که آریان انگشت اشاره شو گرفت جلو لبش و گفت:
آریان - هیش! چه بخوای چه نخوای از این به بعد من نیم وجبی صدات میکنم!
طناز لب برچید و فین فینی کرد آماده شده بود واسه گریه کردن که آریان گفت:
آریان - آخه دختر اگه نیم وجبی نیستی پس گریه ات واسه چیه؟
طناز که کم آورده بود سرشو انداخت پایین و دستاشو مشت کرد، آریان یه لبخند ژکوند تحویل طناز داد و گفت:
آریان - حالا که موضوع رو فهمیدیم من و کیارش یه چیزی به طنین خانم و نیم وجبی بدهکاریم مگه نه کیارش؟
منظورشو گرفتم یعنی بیا معذرت خواهی کنیم لبخندی زدم و گفتم:
- آره یه چیزی بدهکاریم!
طنین متعجب نگام کرد و گفت:
طنین - چی بدهکارید؟
من و آریان سرمونو انداختیم پایین و با هم گفتیم:
romangram.com | @romangram_com