#کیارش_پارت_211
- بیمارستان!
طناز - حق نداری بیای فهمیدی؟
طناز ایشی گفت و سوار ماشینش شد و راه افتادمنم سوار ماشینم شدم و با سرعت هر چه تمام تر راه افتادم سمت بیمارستان بعد از ده دقیقه رسیدم ماشین و پارک کردم از ماشین پیاده شدم قلبم وحشتناک درد میکرد واسه همین اروم اروم رفتم تو بیمارستان کاوه و ترسا رو دیدم ترسا سریع اومد پیشم و گفت:
ترسا - سلام!
- چرا داری گریه میکنی؟
ترسا - کیارش خیلی بد تصادف کرده دکتر میگفت که امکان زنده موندنش ده درصده...
دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم با زانو نشستم رو زمین، خدایا من و بکش ولی نزار یه مو از سر کیارش کم بشه قلبم تیر کشید سرم گیج رفت و دیگه همه جا سیاه شد!
چشمامو با درد باز کردم چقد سرم درد میکنه قلبمم خیلی درد میکنه مطمئنم تو بیمارستانم پا شدم که برم ببینم کیارش حالش چطوره ولی وقتی از تخت پایین اومدم پخش زمین شدم سرم به شدت از دستم کنده شد درد داشت ولی نه به اندازه ی درد قلبم، حتی یه نفرم تو اتاق نبود و حق دارن من باعث شدم که واسه کیارش اون اتفاق بیفته با هر بدبختی بود از رو زمین بلند شدم و با قدمای لرزون از اتاق اومدم بیرون کسی تو راهرو نبود، یه پرستار از اتاق کناری بیرون اومد رفتم ازش پرسیدم:
- خانم ببخشید اتاق عمل کجاست؟
پرستار که داشت با گوشیش ور میرفت گفت:
پرستار - مستقیم انتهای راهرو!
و بعد سرش و بالا اورد و وقتی من و دید گفت:
پرستار - خانم شما چرا تو اتاقت نیستی؟
بدون توجه به حرفی که زد راه افتادم سمت انتهای راهرو پرستارم پشت سرم میومد و یه چیزایی میگفت که من اصلا متوجه نمیشدم چند باری هم دست مو کشید ولی من بی توجه به راهم ادامه میدادم وقتی رسیدم انتهای راهرو کاوه و ترسا و عمه رو دیدم که رو صندلی نشسته بودن و اریان و طناز و سیاوش و ارزو سر پا کنار دیوار وایساده بودن سیاوش و اریان اروم داشتن گریه میکردن طناز و ارزو هم با صدای بلند گریه میکردن رفتم جلوتر که طناز اومد جلو و یه سیلی خوابوند بیخ گوشم و با صدای بلندی گفت:
طناز - اومدی اینجا چیکار کیارش تا حالا دوبار ایست قلبی کرده و برگشته همشم تقصیر توئه!
اشکم جاری شد نشستم رو زمین سرم گیج میرفت قلبم درد میکرد!
romangram.com | @romangram_com