#کیارش_پارت_201
ترسا - نوش جون تون!
با عصبانیت از اشپزخونه اومدم بیرون و رفتم ساک خودمو سیاوش و برداشتم و بردم گذاشتم تو صندوق عقب ماشین اومدم برم داخل سیاوش و صدا بزنم که!
سیاوش - آریان واقعا که چطور تونستی اینکارو بکنی؟
طناز - کیارش نباید اینقد وابسته به اریان باشه اینو که قبول داری؟
سیاوش خندید و طعنه امیز گفت:
سیاوش - کیارش فقط اریان و دوست داشت این اریان بود که همش اویزون کیارش بود!
اریان با صدای گرفته ای گفت:
اریان - چرا میگی دوسم داشت ؟ مگه دیگه نداره؟
سیاوش - با این کارایی که تو کردی فکر نکنم دیگه دوست داشته باشه!
اریان - ولی طناز گفت اگه از کیارش دوری کنم کیارش ازدواج میکنه!
طنین - طناز بی جا کرد این چه استدلالیه که طناز داره؟ من نمیفهمم! طناز خانم تو تنها کاری که کردی این بود که کاری کردی کیارش از اریان متنفر بشه!
خدایا اینا چی دارن میگن؟
سیاوش - دیگه کاریه که شده حالا باید چکار کنیم؟
اریان - من میرم به کیارش همه چیز و میگم!
کاوه - با اون کارایی که تو کردی مطمئنا قبول نمیکنه!
نه به خدا قبول میکنم!
romangram.com | @romangram_com