#کیارش_پارت_187

طناز لبخند زد و گفت :
طناز - سهیل پسر خاله ی من و طنینه و خاستگار پر و پا قرص طنینم هست، طنینم یه حسایی نسبت بهش داره!
کاوه متعجب گفت :
کاوه - جدی میگی؟ عجیبه!
طناز - آره کجاش عجیبه؟
کاوه لبخندی زد و گفت :
کاوه - هیچی بی خیالش!
بعد رو کرد سمت ساناز و گفت :
کاوه - ساناز خانم شما هم اگه میشه زنگ بزنید به اون دوست تون که واسه کیارش در نظر گرفتید که اونم بیاد!
ساناز - وا حرفا میزنید یه دختر، تنها پاشه از تهران بیاد اینجا؟
کاوه - خب آره مگه عیبش چیه؟ خب آریان و طناز خانم که موضوع شون حل شد، طنین خانمم میخواد با پسرخاله ش ازدواج کنه میمونه کیارش که شاید اونم تو این مسافرت عاشق شد و شادی مون تکمیل شد!
علی - راست میگه ها!
سیاوش - پس من چی؟
کاوه - تو چی؟
سیاوش یه لبخند ژکوند زد و گفت :
سیاوش - منم مجردم و زنم میخوام!

romangram.com | @romangram_com