#کیارش_پارت_168
با دهن نیمه باز داشتم به آریان نگاه میکردم
سیاوش - داداش برم ماشین و روشن کنم؟
سرمو به نشونه ی مثبت تکون دادم، اونم از همه خیلی سرد خداحافظی کرد و از اتاق رفت بیرون!
آریان - منم باهاتون بیام؟
بهش نگاه کردم و بی تفاوت گفتم:
- خواستی بیا من آدمی نیستم که مهمون مو از خونه م بیرون کنم!
آریان لبخندی زد و گفت :
آریان - پس صبر کن تا منم لباسامو جمع کنم و با هم بریم!
سرمو به نشونه ی تایید تکون دادم!
طنین - دعواتون دعوا زرگری بود دیگه؟
نفس مو حرصی بیرون دادم و گفتم :
- نخیر من هنوز آریان و نبخشیدم ولی دلمم نمیخواد اینجا بمونه!
کاوه اخم کرد و گفت :
کاوه - چرا اونوقت؟
- جسارت نکردم منظورم اینکه میدونم آریان تو خوته ای که من نیستم شب خوابش نمیبره!
خدایا آریان ضایعم نکنه!
romangram.com | @romangram_com