#کیارش_پارت_165

کاوه - آریان گریه نکن، شاید کیارش لیاقت دوستی با تورو نداشته باشه!
طناز - شاید نه حتما!
- هوی دختره ی... لااله الی الله حرف دهن تو بفهم اگه آریان با آبروی من بازی نمیکرد من ناراحت نمیشدم و الان همه چی سرجاش بود پس خواهشا زیر دهن تو ببند!
طناز - مثلا اگه نبندمش چی میشه؟
با عصبانیت بلند شدم و جلوش وایسادم و گفتم :
- اونوقت خودم واست اسفالتش میکنم!
طناز با ترس نگام کرد و دیگه چیزی نگفت دختره ی پررو، خوبه آریان ازت خوشش نمیاد اینجوری روش ادعا داری وای به حال روزی که از تو خوشش بیاد دیگه خدا باید به دادت برسه!
طنین - حرف دهن تو بفهم و با خواهر من درست حرف بزن!
با عصبانیت داد زدم:
- به خواهرت بگو تو کار من دخالت نکنه تا باهاش کاری نداشته باشم!
طنینم داد زد:
طنین - مگه دروغ میگه؟ تو چرا اینقد لحبازی؟ آریان و چیکار کردی که داره اینجوری گریه میکنه؟
- گفتم هیچ کاریش نکردم اگه آریان تیتیشه به من هیچ ربطی نداره در ضمن شما و خواهرت چکاره ی آریانی که روش ادعا پیدا کردی نکنه تو زنشی خواهرتم خواهر زنش؟
یه طرف صورتم سوخت طنین یه سیلی خوابوند بیخ گوشم با عصبانیت دست مو بردم بالا که بخوابونم بیخ گوشش که یاد حرف بابام افتادم مردی که رو زن دست بلند کنه از صدتا نامردم نامردتره دستم وسط راه مشت شد و اومد پایین، عصبی نعره کشیدم:
- دختره ی عوضی فکر کردی کی هستی که دست رو من بلند میکنی؟ یه بار دیگه این کاری که کردی رو تکرار کن قول میدم مادرتو به عزات بنشونم!
طنین با ترس و دلخوری به من نگاه کرد رو کردم سمت سیاوش و با عصبانیت داد زدم :

romangram.com | @romangram_com