#کیارش_پارت_158

کاوه - خیلی منتظر موندید؟
آریان - نه پنج دقیقه!
- آره خیلی سه ربعی میشه!
کاوه - ببخشید!
بعد با ریموت درو باز کرد و گفت:
کاوه - ماشیناتونو بیارید داخل پارک کنید!
من درحالیکه پیاده میرفتم داخل با صدای بلند گفتم :
- سیاوش داداش دستت طلا بی زحمت ماشینو ببار داخل پارک کن!
و خودم اومدم تو ویلا جووون چه ویلای با صفایی پردرخته یه قسمتم که درخت نداره زمین بازیه و روبروشم یه تخت بزرگه که فکر کنم جون میده واسه نشستن روشونو زدن بر بدن، رفتم نشستم رو تخت کاوه و علی اینا هر کدوم با دوتا ساک دست شون رفتن داخل ویلا آریانم ساک به دست پشت سرشون راه افتاد طنین و طنازم با ساکاشون پشت سر آریان رفتن!
سیاوش - بیا این ساک تو بگیر تا با هم بریم تو ویلا!
ساک و گرفتم و شونه به شونه سیاوش رفتم تو ویلا!
کاوه - خب ما اینجا چهارتا اتاق داریم دوتا زوج داریم که هر کدوم یه اتاق طنین خانم و طناز خانمم تو یه اتاق میمونه شما پسرا که تو یه اتاق باید با هم بسازید!
آریان با صدای بلند خندید و گفت :
آریان - منم طبق معمول با کیا...
یهو یادش اومد که چی داشته میگفته که حرف شو خورد من و سیاوش که متوجه شدیم که آریان میخواسته بگه منم طبق معمول با کیارش تو یه اتاقم و سیاوشم بره واسه خودش مسافرخونه، با صدای بلند خندیدیم سیاوش خنده شو قورت داد و گفت:
سیاوش - منم طبق معمول با کیارش تو یه اتاقم آریانم بره واسه خودش مسافرخونه!

romangram.com | @romangram_com