#کیارش_پارت_141

طنین یکم من من کرد و گفت:
طنین - ببخشید میشه بیاید دنبال من و طناز؟
- مگه خودتون ماشین ندارید؟
طنین - چرا داریم ولی خب رانندگی من و طناز افتضاحه و همیشه وقتی میخوایم بریم مسافرت با اتوبوس میریم حالا میشه شما بیاید دنبال ما؟
شیطون خندیدم و گفتم:
- راستش فکر نکنم بتونیم بیایم آخه قراره دوتا دیگه از دوستامونم بیاریم!
طنین - ترسا اینا و یا کاوه اینا رو میخواید با خودتون بیارید؟
- هیچ کدوم احسان و سعید و میخوایم بیاریم
طنین با لحن دلخوری گفت:
طنین - آهان باشه، سرتون به سلامت من و طناز نمیایم!
- خب صبر کنید من زنگ میزنم کاوه اینا یا علی اینا بیان دنبال تون!
طنین - نه ممنون به خاطر اون نمیگم!
- پس واسه چی میگید؟
طنین - ما که دوستای شمارو نمیشناسیم پس نمیایم!
با صدای بلند خندیدم و گفتم:
- شوخی کردم خانم منو آریان جز کاوه و علی دوستی نداریم، الان میآیم دنبال تون فقط میتونید تا یه ربع دیگه آماده بشید؟

romangram.com | @romangram_com