#کیارش_پارت_104
طناز - پس آریان. ..
آریان - پس من چی؟
طناز - تو هم میای؟
آریان - هرجا کیارش بره منم میرم!
طناز لبخندی زد و گفت:
طناز - پس شب منتظرتونیم!
آریان - یادتون نره کاوه اینا و علی اینارو دعوت کنید چون اگه ما بیایم و اونجا نباشن راه اومده رو برمیگردی!
طناز حرصی گفت:
طناز - چرا اومدن اونا اینقدر واستون مهمه؟
- چون تنها دوستای من و آریانن!
طناز - نه چون دوتا خواهر دارن!
متعجب گفتم:
- کدوم خواهرا؟
طنین - خب معلومه ترسا و ساناز!
من و آریان به هم نگاه کردیم و غش غش خندیدیم آریان درحالیکه میخندید بریده بریده گفت:
آریان - اونا که خواهرشون نیستن خانماشونن پس بگو واسه این خوش تون ازشون نمیاد
romangram.com | @romangram_com