#کیارش_پارت_102
طنین با ناراحتی نگام کرد و لب برچید کمی مکث کرد دهن شو باز کرد که چیزی بگه که منصرف شد و دهن شو بست!
طناز - باشه میریم!
و دست طنین رو گرفت و گفت:
طناز - بریم!
- به سلامت!
آریان - خدافظ!
طنین دست شو از تو دست طناز درآورد و با لحنی که دلخوری شو نشون میداد گفت:
طنین - دوست داشتم تو جشن تولدم شما دوتا هم باشید همین و هیچ فکری هم نکردم...
نزاشتم بقیه حرف شو بزنه و گفتم:
- تولدت مبارک کادو تو واست میفرستم ولی خودم نمیام!
طنین اخماشو کشید تو هم و گفت:
طنین - کادو تو نمیخوام اگه کادو ميخواستم صبح به جای اینکه بگم مهمونی میگفتم جشن تولدمه، خدافظ!
- یه سوال بپرسم؟
طنین - بپرس!
- کاوه اینا و علی اینا هم دعوتن؟
طنین - نه!
romangram.com | @romangram_com