#کیارش_پارت_100

آریان - یعنی طناز همزمان به تو هم زنگ زده؟
- نه احمق جون خواهرش زنگ زده منم مثل تو از لجش گفتم نمیام مهمونی، حالا هم بیا بریم آماده شیم که باید بریم کارخانه!
آریان - آره راست میگی داشت یادم میرفتا!
آریان رفت تو اتاقش منم رفتم تو اتاقم و پیراهن چهارخونه ی آبی و سفیدم و با شلوار جین آبیم پوشیدم ساعتمم دستم کردم موهامو زدم و از عطر یاسم زدم رو مچ دستام و گردنم و از اتاق اومدم بیرون که آریانم از اتاقش با یه تیپ دختر کش اومد بیرون تيشرت سبز تیره با یه کت شلوار اسپرت مشکی بوی ادکلن شم که هوش از سر آدم میبره!
آریان - چیه خوشگل ندیدی؟
خندیدم و گفتم:
- نه ندیدم بریم!
آریان - بریم!
دم در کتونی های آبی مو پوشیدم و از روی جا کفشی سوییچ مو برداشتم و رفتم سوار بی ام و سفیدم شدم و با ريموت درو باز کردم و حرکت کردم سمت کارخونه بعد از یه ربع رسیدم کارخونه و ماشین و تو پارکینگ پارک کردم و از ماشین پیاده شدم و به ماشین تکیه دادم و منتظر آریان موندم بعد از پنج دقیقه آریانم رسید و با هم رفتیم داخل بعد از کلی سلام و احوالپرسی رفتیم تو اتاق مشترک مون همین که رو صندلی هامو نشستیم تلفن زنگ خورد تلفن و برداشتم و گفتم:
- بله!
منشی روزای فرد اسمش سخته خو - دوتا خانم تشریف آوردن میگن با شما کار دارن!
- وقت قبلی دارن؟
منشی - خیر!
- پس رد شون کن برن!
منشی - چشم!
آریان - این منشی... اه چرا اینقد اسمش سخته؟ چی گفت حالا؟

romangram.com | @romangram_com