#خیس_مثل_باران_پارت_360
پرستا قرو قمزه ای اومد و بعد از پشت چشم نازک کردن گفت:
—این که از منم سالم تره، دنبال من بیاید....
*****************★*********************
دکتر بعد از معاینه کردنم محکم رو دستش زدو گفت:
—میدونی فشارت چنده دختر شام چی خوردی؟؟
سرمو به حالت مظلومی کج کردمو گفتم:
—فقط یه دونه پیتزا...
آراد چشم غره ای رفتو گفت:
—چیشده دکتر?
دکتر خندیدو گفت:—حتما با نمکو سس فراوون??
لبمو گاز گرفتم و گفتم:
— اوهوممم مگه چیه خب?
دکتر سری تکون دادو همراه با نچ نچ رو به آراد گفت:
—آخه زن حامله باید پیتزا و سس و نمک بخوره که فشارش انقدر بره بالا....
و به دنبال این حرف به قیافه ی من نگاه کرد که شبیه علامت تعجب و سوال با هم شده بودم، برگشت به آراد حرفی بزنه که با دیدن دهن بازش خندیدو گفت:
—نمیدونستید؟
و بعد از این حرف مردونه رو کمرآراد زدو گفت:
—تبریک میگم مرد خانومت حاملس...
صدای خنده ی بلندو قهقهه ی آراد که از سر خوشحالی بود با صدای هیییییییین من در آمیخت...
romangram.com | @romangram_com