#خیس_مثل_باران_پارت_355


برگشتم نگاهش کردم، اشکایی که از زور خوشحالی و شوق رو گونم میریخت و پس زدمو گفتم:

—گیسو فدات بشہ منم دوستت دارم‌، خیلی بیشتر از تو...

اشکاش دونه دونه پایین ریخت و گفت:

—غرور در برابر عشق تو هیچی نیست...

با انگشتای شصتم اشکاشو پاک کردمو با لذت جای اشکاشو بوسیدم و گفتم:

— زندگی منی، عاشقتم، گریه نکن عشقم گیسو تا ابد مال توعه...

چشماشو رو هم فشار دادو گفت:

—گیسو تا ابد...

رو قلبش زدو گفت:-- همینجا میمونه. تا ابد...

نمیدونم اون لحظه چه لذتی از حرفش به قلبم سرازیر شد که با عشق بوسیدمش و داغ شدم از وجودش...

**********★*********

کنارم نشستو گفت:- عشقم بریم تو، آخرای تابستونه هوا داره کم کم سرد میشه...

خودمو تو بازوهاش قایم کردمو گفتم:

--تا تو هستی سردم نمیشه نمیدونی تو نبودت چه عذابی کشیدم..

پیشونیمو بوسید وگفت:

--عشق من!!!!

با خوشحالی گفتم:--آراد قدم بزنیم...

چشماشو رو هم فشردو با لبخند با مزه ای گفت:


romangram.com | @romangram_com