#خیس_مثل_باران_پارت_353
نگاهم کردو منم همراهش داد زدم:
دیــــــگہ انگار بین مــــــا چیزی نیـــــست...
وقتی لمسم میکنـــــہ میفهمم...
صدای پای کسیو از پشت سرم شنیدم، دستی که دوره گردنم حلقه شد عجیب با روح و روانم بازی میکرد...
بوی عطر خوشبوش، نفسای داغش روی گردنم، لبخندی کہ کیارش بهش زد همه و همه نشون میداد کہ این کسی نیست جز آرادم...
اونم با کیارش هم صدا شد دقیقا کنار گوش من:
اولــــــین بار بهش شکّ کردم، وقتی دیـــــدم کہ دروغم میگه...
وقتـــــے دیدم کہ به سمتش میرم...
از نگاهش گرم نمیشم دیگـــــــہ...
یه غریبه کــــہ صداش مثلــــہ توعه ولے حرفاش مثله حرفای تو نیـــــست...
وقتی میشینه کنارم انگار دوس دارم بگم نشین جای تو نیست...
این نمیتونه تو باشی مگه نہ؟؟؟
خالی از تو فقط اسمه توعه...
هر جا کــــــہ هستی منو میشنوی...
romangram.com | @romangram_com