#خیس_مثل_باران_پارت_343
--گیسو گیسو بیدار شو، رز الان زنگ زد آدرس گرفت منو تو باید نقش نامزدمو بازی کنیم زود باش...
با یاد آوریه رز محکم زدم تو سرمو گفتم:
--دوش بگیرم میام...
—بابا دوش چیه میگم ۵ دقیقه دیگه اینجاس گیسو بیا بیرون من استرس دارم...
درو باز کردمو گفتم:-- بابا خب میام دیگه یه کم صبر کن...
با استرس و رنگ پریده گفت:
--اگه زود تر از تو سر رسید چی؟
چشمامو گرد کردمو گفتم:
--پسرم انقدر ترسو و خجالتی، تو برو پایین منم میام ...
تند تند سرشو تکون دادو گفت:
--فقط زود باش...
و به دنبال این حرف از پله ها پایین رفت...
**********&**&&*******
داشتم موهامو خشک میکردم که صدای در شنیدم با کلافگی گفتم:
--باز چیه؟
صداش که سعی در ضعیف کردنش داشتو شنیدم:
romangram.com | @romangram_com