#خیس_مثل_باران_پارت_319






کیارش داره با من میاد تا زمانی که برگرده تو مواظب گیسو میمونی،سوماً دفعہ ی آخرت باشه ها...

آرش چشماشو ریز کردو گفت:

--چی دفعه ی آخرم باشه؟

آراد با سر به من اشاره کردو گفت:

--بی احترامی به خانومم میدونی که.....

آرش خندیدو گفت:--بلہ میدونم عاشقشی....

آراد چشم غره ای رفتو گفت:

--کی همچین حرفی زد بی مزه،منظورم این بود من رو ناموسم حساسم....

صدای پای کیارش مانع از ادامه ی حرفشون شد و من.....

من اون لحظه شاید رو زمین نبودم و بین ابرا پرواز میکردم،امروز آراد انقدر با حرفاش بهم شوک وارد کرد که نمیدونم کدومو آنالیز کنم،و بین اون همه حرف فقط یه کدوم بود که ضربان قلبمو خوش طنین تر میکرد،

((عاشقشم))...

دلم میخواست بپرم بغلش کنمو با تمام وجود داد بزنم:

--منم عاشقتم همه ی حرفاتو شنیدم...

اما با شناختی که از آراد داشتم میدونستم اگه همچین کاری کنم اخماشو میکنه تو هم و با نگاه عاقل اندر سفیهی میگه:

--گیسو تو باز توهم زدی؟ من اصلا همچین حرفی نزدم داری اشتباه میکنی...

اون موقس که حسابی میخوره تو پرمو ضایع میشم، پس بزار تو خیالات خودم با همون حرفاش خوش باشم..


romangram.com | @romangram_com