#خیس_مثل_باران_پارت_187


وقتی دید دارم نگاش میکنم پوزخندی زدو گفت:_ پس خودت عاشقش شدی؟ دختر جون آدم از عشقش نمیتونه انتقام بگیره پس بیخودی تلاش نکن...

این حرف برام به تلخیه زهر بود نمیخواستم باور کنم عاشقش شدم نمیخواستم قبول کنم که دلم نمیاد اذیتش کنم....

سرمو چند بار تکون دادمو گفتم:_ نه نه من عاشقش نیستم، باشه هر کاری تو بگی میکنم....

و با خودم فکر کردم هم عرفانوجذب خودم میکنم هم آرادو بعد دوتاشونو با هم نابود میکنم....

کیارش که از لحنه من خندش گرفته بود لپمو کشید و گفت:_ پس از این بعد شیطونی تعطیل فقط میچسبی به آرادو حسابی جذبش میکنی با منم در تماس باش....

به ظاهر موافقت کردمو با ناراحتی گفتم:

__ آراده بیشور نمیزاره بیام عروسی گیتی چیکار کنم؟؟

_ نیا؛ فعلا آرادو حرفاش از هر چیزی مهم تره

با سرتقی گفتم:_ اما اگه زمینو زمانم بهم بدوزه من دانشگاه میرم

خندیدو گفت:_ باشه شیطون غذاتم که نخوردی پاشو تا یه جایی برسونمت تا سرو کله ی شوهرت پیدا نشده...

*********

داشتیم از دره رستوران بیرون میرفتیم که سامانو دیدم با شرمندگی احوال پرسی کردمو گفتم:__ نمیدونم چجوری بابت اونشب....

پرید وسط حرفمو گفت:_ خواهش میکنم گیسو تقصیر تو نبود برو خوشبخت بشی معلومه خیلی دوستت داره...

پوزخندی زدمو خداحافظی کردم....

کیارش منو تا دم ویلا رسوندو از دیدن خونه دهنش یه متر باز موند البته منم از دیدن 206 صفره زیره پاش دهنم باز موندو فهمیدم که استاد شده و حسابی داره پول در میاره...

قرار شد فعلا همدیگرو نبینیم و فقط تلفنی در تماس باشیم و من نمیدونم جرا انقدر بد شده بودم که دیگه دلم واسه المیرام نمیسوخت.....

****************************************

به آینه ای که وسط سفره هفت سین جا خوش کرده بود نگاه کردم؛ امروز مثله پرنسسا شدم انقدر خوشگل که نمیتونم چشم از آینه بردارم؛ موهای های لایت شدمو فر فری کردمو ریختم تو صورتم.دوره چشمای سبزمو سایه مشکی زدم که وحشی تر شده؛ به لبامم رژ لب خیلی سرخی زدم که با قرمزیه لباسم همخونی داره؛ یه پیرهن قرمز تا زانو که روی رون پام چاک داره تا بالا و حسابی به اندام ضریفم میاد... ساعت 8 قرار عید بشه و آراد از ساعت 5 رفته تو اتاقش نمیدونم چیکار میکنه؛ تو این دو روز هیچ اتفاق خاصی نیوفتادو طبق معمول این دینگ دینگ پی امای آراد بود که عصبانیم میکرد....


romangram.com | @romangram_com