#خیس_مثل_باران_پارت_182
واااااا عرفان اینجا تنها چیکار داره دیگه؛ وای نکنه الهام جونم باشه و من نتونم برم ناهار با کلافگی گفتم
__ تنهاس؟؟
انتطار داشتم صدای طیبه خانومو بشنوم اما به جاش صدای گیرای عرفان به گوشم رسید
__ بله تنهام میشه بیام تو؟؟
هول کردمو همونطور که دره کشومو باز کرده بودم که شلوار بردارم گفتم
_ نه صبر کن
اولین لباس زیری که به دستم رسید تند تند تنم کردمو شلوارمو کشیدم بالاو در حالی که دستی به موهامو ابرو هام میکشیدم کلاه حولمو انداختم رو سرم بنده حولمو صفت تر کردمو گفتم:_ بیا تو
به ثانیه نکشید که دره اتاق باز شدو عرفان مات موند رو صورت من؛ واااای چقدرم که این پسر خوشگله اصلا آدم دلش میخواد فقط نگاش کنه؛ حتی تو حالت عادی و بدون اون چاله لپه خوشگلش بازم آدم محوش میشه...وااااای حالا چرا از دید زدن من دست بر نمیداره...
وایییی نکنه زشت شدم بدبخت ماتش برده..الان میگه آراد عجب زن زشتی داره...نه بابا اون قبلنم منو بدون آرایش دیده بود...اخمی کردمو گفتم:
__ اولا سلام؛ دوما واسه جی اومدی اینجا وقتی میدونی من تنهام؟ سوما...
چشمامو خمار کردم یه ابرومو دادم بالا لبخند شیطونی زدمو گفتم:__ چته خوشگل ندیدی آقااااا؟؟
با این حرفم رنگش بیشتر پرید آب دهنشو قورت داد اینو از پایینو بالا رفتن لوزه تو گردنش فهمیدم؛ یه قدم کوتاه برداشتو اومد سمتم وقتی لبخند منو دید با دو تا قدم بلند خودشو بهم رسوندو گفت:
__ دقیقا همینطوره....همین الان همین امروز فهمیدم که خوشگل ندیدم؛ خوشگلایی که من دیدم حتی یه تاره گندیده موهای توام نمیشن؛ موهات پوست سفیدو صافت ابرو هات چشمای پر مژه و وحشیت؛ دماغه کوچولو و سر بالات....
نگاهشو از چشمام داد به لبامو گفت:
_ و اون لبا که مطمئنم...
دستمو گذاشتم رو لبشو گفتم:_ هیییییییش عرفان زیبایی من در برابره زیبایی تو هیچی نیست...
و همونطور که انگشت اشارمو میکشیدم رو لبه پایینش چشمامو خمار کردم و نگاهمو بین لباو چشماش ردو بدل میکردم
romangram.com | @romangram_com