#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_301
_منم خوشحالم که هچنین فرشته ای ماله منه. هیچ وقت از دستت نمیدم هانا.
وای الانه که از هیجان پس میوفتم. امشب بیشتر از کوپنم هیجان زده شدم
_یه سوپرایز دیگم مونده
_بازم؟ به فکر قلب منم باش خو
خندید و بلند شد
دستمو گرفت و منم بلند کرد
روسریمو از روی کاناپه برداشتو اومد و روی چشمام بست
_چیکار میکنی؟ نمی بینم که
_صبر کن گلم به موقعش می بینی
دستمو گرفت و خودش هدایتم کرد
از ساختمون بیرون اومدیم
چند دقیقه بعد ایستاد
_اماده ای؟
_ آره آره زود باش دارم از فضولی میمیرم
خندید و روسری رو باز کرد. چشمامو باز کردم و نگاهم به روبه روم خیره موند
با جیغ گفتم:
_مال منه؟
_نه
عین توپه بادم زده شد. قیافمو که دید بلند زد زیر خنده
_ای جوووونمممم قیافشو
romangram.com | @romangram_com