#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_285
خودش هم خسته بود ولی به روم نیاورد و نه نگفت
_اگه بیای بریم خونه قول میدم هر روز ماساژت بدم؟
_مگه اینجا چشه؟ راحت نیستی؟
خو اینجا مامان و همتا کمکم میکنن راحت ترم
_طیبه خانم هست کمکت میکنه یا اصلا
پرستار میگیرم براش
_نه بچمو نمیدم دست پرستار. چند روز دیگه بمونیم بعد میریم خب؟
_اصلا نمیشه با تو مهربون بودا
باید به زور ببرمت خانومه زشت
_کی زشته؟
_تو
_بهت فرصت میدم حرفتو پس بگیر
_نمیگیرم زشتی خب
چرخیدم سمتش و با دودست موهاشو محکم کشیدم و گفتم:
_حرفتو پس بگیر
_بگو میریم خونه تا منم حرفمو پس بگیرم
_میگمممم حرفتو پس بگیر
_ آخ آخ باز وحشی شدی. نکش
هر کاری کردم حرفشو پس نگرفت
romangram.com | @romangram_com