#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_256
که تا شنیدم بپرم بغلش کنم و بگم منم دوستت دارم
به پسرمون نگاه کردم که چشماش خمار خواب بود و آروم مک میزد
چقدر قدمش خوب و مبارک بود
این پسر چه پربرکت بود
هنوز تازه از راه رسیده باعث شدی مامانت به آرزوش برسه
:::::::::::::::::::::::::::
میلاد
انقدر امروز برام بدگذشته بود که حد نداشت. مردم و زنده شدم تاهانا بهوش اومد. وقتی
هم بهوش اومد طاقت نیاوردم و به عشقم اعتراف کردم.
حتی اگه بگه دوستم نداره مهم نیس
چون قراره عاشق خودم بکنمش
به هیچ قیمتی حاضر نیستم ازدست بدمش
سرمو کمی چرخوندم و نگاهش کردم.
چرا چیزی نمیگه؟
حداقل جوابی بهم بده
اگه اونم دوستم داره که چه بهتر
اما اگه نه...
خب تلاشم رو میکنم
کاری میکنم همه ی این چند ماه رو فراموش کنه
کاری میکنم حتی نسترن رو هم از یاد ببره
romangram.com | @romangram_com