#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_254

با اون یکی دستش شروع کرد به ناز کردن صورت تپل مارتین
_تقصیرت نبود انقدر گرد، وتپل شده بودی و شکمت بزرگ بوده ها.. ماشالله تپله پسرم
آروم خندیدم و گفتم:
_چون باباش زیادی تقویتمون کرده بود
_آخ باباش قربون دوتاتون بشه


بهت زده گفتم:
_پسرتو دیدی زیادی مهربون شدی؟ حرفای جدید میزنی
خیره شدتوی چشمام وآروم وگفت:
_امروز وقتی بیهوش شدی مرگو با چشمام دیدم. فکر میکردم از دستت دادم و تا مرز
جنون رفتم.
تا قبل از این اتفاقات فکر میکردم بهت علاقه دارم ولی امروز....
امروز فهمیدم که تمام زندگیم شدی
فهمیدم که بی تو نمیتونم یک دقیقه هم به زندگیم ادامه بدم


باچشمایی از حدقه بیرون زده نگاهش کردم
چی میشنیدم؟
میلاد منو دوس داره؟
من تموم زندگیشم؟
واااااای باورم نمیشه دوستم داشته باشه
باورم نمیشه عشقم، عاشقم باشه
یعنی دارم خواب میبینم؟

romangram.com | @romangram_com