#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_190

ظرف چیبس رو روی پاش گذاشتم و کنارش نشستم
_مارو نمی بینی خوشی؟
خندید و یه جرئه از آب انارش رو خورد
_میلاد مواظب دخترم باشیا. سنگین شده دیگه
_خاله جان شما یه چیزی بهش بگین.
به زور باید غذا بریزم حلقش
هانا_خب میلم به غذا نمیکشه. کی بشه این چند وقته هم بگذره راحت بشم. خیلی
سنگین و بدهیکل شدم


_نه عزیزم کی گفته؟ خیلی هم خوش هیکلی. تو پنگوئنه منی
::::::::::::::::::::::::::::
هانا
باگفت پنگوئنه من.


ای که چقدر حرصم میده
_نمیشه یه دقیقه پیشم باشی و حرصم ندی؟
_نچ نمیشه
_ من میدونم آخر موهاتو از ریشه میکنم
با خندش بیشتر حرص خوردم
تا نگاهش به هیکلم میوفته میگه پنگوئن منی
نمیدونم از اینکه منو مال خودش میدونه خوشحال باشم یا از اینکه حرصم میده ناراحت
بشم

romangram.com | @romangram_com