#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_257

برم ببینم چی می خواد زود می آم.

تردید وار سری تکان داد و مچ ام را رها کرد و نگاهش را به خواهرمریضش دوخت و پاتند کردم سمت حیاط ریزه مان رو به خان که به درب خروجی تکیه زده بود رفته و حق به جانب پرسیدم:

بله؟



نگاه برزخی اش را حواله ام کرد:

بله و درد دختره مفت خور کدوم گوری بودی که مامانت اینجا از دوریت دق کرد.



دلم ریش شد اما با اخم دست به سینه تکرار کردم:

من کجا بودم؟

من جایی بودم که مامان خبر داشت پیش دایم که بی منت خرجم و داد واسم پدری کرد نه مثل تو که دائم چوب و تازیانه بهم نشون دادی و هی گوشت تنم رو آب کردی.



خشن تشر زد:

نمک به حروم منکه از کوچکی زیربال وپرت گرفتم می گی باچوب وچه می دونم شلاق زدی کو کجاست که زدم... ببینم جاش و... هی روزگار دختر بزرگ کردم شده این حالا زبونش شده قد ِ ایل!



کفری ام کرده بود و با نفس نفس پرسیدم:

انکار نکن که بارها و بارها من با اون کمربند لعنتیت زیر نوازش نگرفتی و تنم رو سیاه وکبود نکردی... نگو که من خودم ختمشم.



شوکه شده بود و در باورش نمی یافت که ارغوان دیروز دختر روبه رویش باشد و بی هیچ ابایی جلویش قدعلم کرده و حرفش را همانند حقیقت می کوبد.

romangram.com | @romangram_com