#اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد_-_جلد_دوم_پارت_141


- از من بپرس تا پشیمون نشدی!

چشمانم را طولانی روی هم میگذارم:

- بگو تا پشیمون نشدم!

میخندد، یک وری روی صندلی مینشیند و موهایش را با یک دست بالا میکشد:

- چون برای رسیدن به هدف باید یه مسیرو بری.

و من نمفهممش! شانه بالا میانداز.موهای فرو بی قاعده از چنگال انگشتان استخوانی و کشیده اش نفس راحت میکشند:

- باید یه مسیرو بری اما اگر یه راهی رو انتخاب کنی لزومی نداره بقیه راهارو فراموش کنی! من.من همیشه فهمیدم تو طول مسیر چی پیش میاد! این مهمه.

و با حالت نمایشی و پیروزمندانه ای با انگشت چندضربه به س*ی*ن*ه خودش میزند نزدیک میاید آرام زمزمه میکند:

- دوستی. لغزش.سقوط.اینا خودِ مسیره نه مقصد!

دستش را نمایشی کنار پیشانی اش تکان میدهد:

- تا بعد لیدیِ همیشه غمگین!

خدانگهدار سنگِ صبورِ بی ادعا.آلبوم ریپیت میشود و من هی حس میکنم چقدر ظرفیت دارم برای جذب تکتک معنایشان! از پنجره های کوچک و کنار هم به آسمانِ شب نگاهی میاندازم! ماه بیچاره.وقتی او کنارم بود تنهایی برایش معنا نداشت! او که کنارم بود.اوی لعنتی که با من بود، شبهایم دوماه داشتند! دو ماه.

از قنادیِ معروفم شیرینی خامه ای مخصوصِ پدر میگیرم! سعی میکنم لبخند پر معنایم را حفظ کنم!

از کنار کاپ کیک های خوشبو میگذرم و انگار جان در بدنم تحلیل میرود! یک بسته ده تاییش را روی پیشخوان میگذارم:

- میشه اینو به این آدرس ببرید؟

مرد سردرگم سر تکان میدهد و پول را حساب کرده و به پیاده رویِ تابستانه ام ادامه میدهم!

جعبه ی بدبار در دستم کج و کوله میشود و میترسم که شیرینی ها خراب شوند! از کنار دکه ی کوچکِ گلفروشی رد میشوم! گلدانهای کوچکِ بنفشه چشمک میزنند! به پای شمعندانی هایم نمیرسند!

با این حال یکی از گلدان ها را میخرم! میخواهم پول را به دست مرد بدهم اما حس میکنم قرینه باشد بهتر است پس یک گلدان دیگر هم میگیرم!

کیسه ی سفید و کیفم در یک دستم و جعبه ی شیرینی در دست دیگر! به هستی زنگ میزنم برای امشب دعوتش میکنم و میگویم که فیروزه ام بگوید.به امیر هم و به محمد.

خسته از مسیر طولانیِ روی یکی از نیمکتهای بینِ راه مینشینم.وسایل ها را کنارم میچینم و به شماره ای که با نام “بهش زنگ نزن” سیو کرده ام خیره میمانم! بابا وقتی نامش را خواند یک ساعت با صدای بلند میخندید و من یک ساعت تمام خجالت میکشیدم! گوشی را کنار انداخت و با همان خنده اعصاب خورد کن گفت” کشته مرده تکنیکهاتم نگاره بابا” و پیشانی ام را محکم ب*و*سید! خیلی محکم!

- خانم یه فال بخر!

romangram.com | @romangram_com