#این_مرد_امشب_میمیرد_پارت_195
_ سگ صاحب داره منم سگ نيستم
عصبى تر شده بود
_ يلدا به نفعته وقتى من عصبى ام لال شى اينو تا آخر عمر تو گوشت فرو كن
_ اگه نكنم چى ميشه هان؟
سيلى فرود آمده روى گونه ام دهانم را بهم دوخت
_ اين ميشه نتيجه اش حالا ديدى؟ بهت ميگم من آدم حسابى نيستم لال شو زبون درازى نكن واسه همينه
امشب علاوه بر اينكه تحقيرم كرد براى مهمانى دست هم رويم بلند كرد كاش ميتوانستم از اين مرد متنفر باشم ، كى و چه طور اين قدر سست عنصر شده بودم كه چنين درمانده در مقابلش اشك ميريختم؟!
_ بسه يلدا بسه گريه نكن گريه نكن
(حق گريه را هم از من ميخواهى بگيرى؟)
عصبى راه ميرفت و حرف ميزد:
romangram.com | @romangram_com