#این_مرد_امشب_میمیرد_پارت_170
بعد از چندين بوق بالاخره جواب داد
_ بله يلدا؟
_ سلام
_ سلام جان؟
_ ما منتظريم نگران شديم گفته بودى مياى
_ بيمارستان كار داشتم الانم تو ترافيك صدرم
_ با سامى؟
_ نه تنهام
_ خيلى ترافيكه؟
_ آخراشه ديگه
_ كاش با سامى بودى اعصابت تو ترافيك خورد ميشه رانندگى كنى
خنديد و دلم ضعف ميرفت براى خنده هاى سالى يكبارش
_ چرا ميخندى؟
_ همينجورى، قطع كن تا نيم ساعت ديگه خونه ام ، ببين پرى ما چيزى نميخواد؟
_ نه همه چى هست
_ خوب پس ميبينمت
از اين ناگهانى گوشى قطع كردنش متنفر بودم ...
romangram.com | @romangram_com