#هورزاد_ملکه_آتش_پارت_163


- پس بگویید نامش چیست؟

یکم که تو چشمام خیره شد، روش رو ازم برگردوند و گفت:

- دختر زیبا و مهربانیست. اولین بار، که او را ملاقات کردم، عاشقش شدم.

چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید و گفت:

- نامش، هورزاد است.

با دهنی باز، نگاهش کردم. چی؟ گفت من؟

نه! مگه می‌شه؟ مگه داریم؟

خندیدم و باصدای لرزونی گفتم:

- مزاح می‌کنید؟

بلندشد و ایستاد. منم بلند شدم؛ روبه روش ایستادم و توی چشماش خیره شدم و دوباره تکرار کردم:

-مزاح بود دیگر؟

روش روبه سمت راست برگردوند. حرصم گرفت. صورتش رو گرفتم و به طرف خودم برگردوندم.


romangram.com | @romangram_com