#هورزاد_ملکه_آتش_پارت_156

- سپاس، قدرت دگر را، چگونه بیابم؟

سیمبر:«گوی آتشی را، به درخت سمت چپ پرتاب کن.»

لبخندی زدم و فکر کردم، مثل سیمبر، رسیده به درخت، متلاشی می‌شه.

گوی رو به طرف درخت پرتاب کردم، و درکمال تعجب، درخت آتیش گرفت.

با بهت، به سوختن درخت نگاه کردم و بعد به سیمبر.

سیمبر: «بانو، آتش را با چه خاموش می‌کنند؟»

با خشم گفتم:«آب.»

سیمبر: «عالیست، با آب، آتش را، خاموش کنید.»

-چگونه؟! ظرفی نیست که با آن، آتش را خاموش کنم!

سیمبر:«بدون استفاده از ظرف، آب را به سمت آتش، هدایت کنید.»

- آخر چگونه؟

سیمبر: «همانند آتش.»

فکر کردم، مثل آتش دمای بدنم رو بالا ببرم، ولی متاسفانه به‌جای آب، آتش ظاهر شد کف دستام.

romangram.com | @romangram_com