#هیچکسان_(جلد_سوم_حقیقت_رمانتیک_قتل)_پارت_200
هاموس – یا اینکه سمی چیزی وارد بدنت کرده باشه! البته این یکی احتمالش کمه.
- اگه سم بهم تزریق کرده باشه تو می تونی بفهمی؟!
هاموس – با توجه به اینکه در حال حاضر توی بدنت سم یا همچین چیزی نیست فکر نمی کنم بتونم دقیق نظر بدم.
- از کجا می دونی سمی تو بدنم نیست؟!
هاموس – خب دارم می بینم!
- ولی انگار هنوز اثرش از بین نرفته ها!
هاموس – گفتم که، احتمالش کمه سم باشه.اگه بود من می فهمیدم.من فکر می کنم دلیل دیگه ای داره.مثلا بهت نزدیک شده باشه یا اینکه هیپنوتیزمت کرده باشه.راستی گفتم هیپنوتیزم! اومده بودم بهت بگم حامی داره میاد اینجا.
- آره داروین دیشب بهم گفت امروز حامی رو میاره پیشم.
هاموس – می خواد بیاد هیپنوتیزمت کنه.
- جدی؟!
هاموس – آره، کاری که تو می کنی اینه که پیشنهادشو قبول می کنی.منم از دور هواتونو دارم.
- خب تو چرا این کارو نمی کنی؟!
هاموس – چون من بلند نیستم.اساسا هیپنوتیزم کاریه که باید برای یادگیریش حسابی تمرین کرد.
romangram.com | @romangram_com