#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_178


-نباش ! نگران من نباش !

لازم نيست به خاطر کاري که باهام کردي عذاب وجدان بگيري.

ميبيني که حالم خوبه و دارم به زندگيم ادامه ميدم .

تو هم بهتره دست از ترحم کردن برداري و به ....

مکثي ميکنم و ادامه ميدم:

-به زنت برسي .

فقط خودمو خداي خودم ميدونه که گفتن همين دوکلمه چه عذابي رو بهم ميده .

زن رايان ...

بازوي چپم اسير دستهاش ميشه.

چونه امو ميگيره و فشار ميده .

صورتشو نزديک صورتم مياره و از لابلاي دندونهاي بهم چفت شده اش ميگه:

-با حرفات ميخواي چيو بهم بفهموني ؟

با حرص ازش جدا ميشم .

يک قدم عقب تر ميرم و در حالي که نفس نفس ميزنم ميگم :

-چيزي که تو فراموش کردي .

الان که ازدواج کردي ، چه لزومي داره براي من دل بسوزوني تو که کار خودتو کردي ؟

خونش به جوش مياد با صداي فوق العاده بلندي فرياد ميزنه:

-ترحم نيست احمق ...


romangram.com | @romangram_com