#حصار_تنهایی_من_پارت_803


پرهام: خب بابا! من که چيزي نگفتم؟

امير: آيناز برامون مي خونه. صداشم عين اسمش نازه!

پرهام: آيناز جدي صدات قشنگه؟! يه دهن بخون ببينیم چه جورياست، ما هم فيض ببريم!

فرحناز پوزخند زد و گفت: آخه ميو ميو کردن گربه هم شنيدن داره؟!

امير: بازم شروع کردي فرحناز؟!

فرحناز بيشتر به آراد چسبيد.

امير گفت: آيناز بخون ديگه؟

- آخه ... من...

آبتين: آخه من و تو نداره!

با ابرو به فرحناز اشاره کرد.

- جهت رو کم کني هم شده بخون!

شونمو انداختم بالا و گفتم: باشه! فقط چي بخونم؟

کامليا: بچه ها! نظرتون چيه آراد و آيناز با هم بخونن؟!

romangram.com | @romangram_com