#حصار_تنهایی_من_پارت_496


نگاش کردم و با پوزخند گفتم:

- اگه جاي خوبي بود خودت مي رفتي!

- به جون خودم جاي خوبيه... جاي اعيونيه! منو با اين تيپ و قيافه که راه نمي دن؟

- مگه چته؟ خيليم خوشگلي!

- اون که بله! لباسام چي؟

همين جوري نگاش کردم وگفت:

- به قيافت مي خوره دختر خوبي باشي ...بيا بشين!

- بشينم که دعوا کنيم؟

خنديد و گفت: اهل دعوا نيستم! اگه اونجوري سرت داد نمي زدم اتاق خوابمو مي گرفتي!

اين که از منم بدبخت تره! يه نفسي با دهنم کشيدم و کنارش نشستم.

همين جوري نگام کرد و گفت: از اون مايه دارايي؟!

- نه بابا... پولم کجا بوده؟!

- دروغ نگو از مارک پالتوت معلومه کجاي تهران مي شیني.

romangram.com | @romangram_com