#حصار_تنهایی_من_پارت_489
اين همون عمارت سفيديه که ليلا گفت «هر کي اينو ساخته عشق سفيد بوده!» خودشه! اينجا زعفرانيست. پس آراد تو زعفرانيه زندگي مي کنه! يه نفسي از روي غم کشيدم. چند قطره اشک که روي گونم بود پاک کردم. حق ليلا مردن نبود. دوباره راه افتادم. خدا خيرت نده بابا که منو اين جوري آواره کردي. نمي دونم کجام؟ فقط مي دونستم تو يه کوچم که اسمشم نمي دونم. هر چي بيشتر راه مي رفتم احساس مي کردم کوچه دراز تر مي شه و من به آخرش نمي رسم. همين جور که مي رفتم، يه ماشين پشت سرم بوق زد. برگشتم؛ يه پسر با ماشينش کنارم وايساد،سرشو آورد بيرون و گفت:
- سلام خانم! صبح بخير! کجا تشريف مي بريد؟
بدون اينکه جوابشو بدم راه افتادم. اونم با ماشين آروم پشتم مي اومد.
گفت: کجا داري ميري خوب بگو مي رسونمت؟ من ميرم کوه تو هم مياي؟ بچه همين محله ايي؟ بابا چشم گربه اي! ناز نکن، جواب بده!
با عصبانيت برگشتم، شالو کشيدم پايين و با عصبانيت گفتم:
- چته؟ مي خواي بري کوه؟ خب گورتو گم کن برو!
با لبخند گفت: آخه تنهام. تنهايي هم صفا سيتي صفا نداره! دوست شيم؟
دوباره با عصبانيت شالو کشيدم رو بينم و حرکت کردم. آروم کنارم رانندگي مي کرد و گفت:
- اسمت چيه پيشي؟ من فربدم. رفيقام مي گن فري... حالا تو هر جور راحتي صدام بزن.
قدمامو تندتر برمي داشتم. ترسيده بودم. اگه بخواد منو بدزده چه خاکي تو سرم کنم؟ عجب غلطي کردم فرارکردما!
دوباره گفت: الو آنتن مي ده؟! همتون همين جوري هستين؛ اول ناز مي کنين. وقتي ديدین نازتون خريدار داره طرفو تحويل مي گيرین... به خدا خانم من ناز خريدارم! سوار شو ديگه! داره ديرم مي شه!
اول صبحي گير چه آدم چلغوزي افتادم! خدايا! خودتت کمکم کن. برگشتم خواستم چيزي بگم که موبايلش زنگ خورد. خدا رو شکر گوشيشو برداشتو منم با قدماي تند راه افتادم از کوچه اومدم بيرون. اونم با ماشينش با سرعت از کنارم عبور کرد. يه نفس راحتي کشيدم. عجب کنه اي بود!
خب اولي که به خير گذشت! اگه قرار باشه تا آخر روز همين جور پسرا برام صف بکشن، تا شب تلف مي شم... کم کم خورشيد با نورش کل شهر رو روشن کرد. از خستگي و گشنگي دل ضعفه گرفته بودم. نبايد اينجا بمونم. بايد تا حد ممکن از خونه دور بشم.اگه مي موندم، ممکن بود آراد پيدام کنه و يه بلايي سرم بياره. نمي دونم ساعت چند بود؟ شهر ديگه شلوغ شد. مردم از خونه هاشون مي اومدن بيرون. ماشينای بيشتري تو خيابون حرکت مي کرد.
romangram.com | @romangram_com