#حصار_تنهایی_من_پارت_1188


- خوشم نمياد ازش!

- مگه موهاي بلند دوست داري؟

- آره. مي خوام بدونم ريخت تو با مو چه شکلي مي شه؟

- باشه؛ موهامو بلند مي ذارم.

- تا دو ماه ديگه اين مو رشد مي کنه؟!

- موهاي من سريع الرشده! به يک ماه نکشيده تا شونم رسيده!

- ببينيم و تعريف کنيم!

با تنها لباسم که حوله بود، به اتاقم رفتم و لباس پوشيدم. يه حوله ی ديگه از اتاق آراد برداشتم و براش بردم. وقتي از استخر اومد بيرون، پشتمو بهش کردم. حوله رو پوشيد. از پشت بغلم کرد. سعي کردم خودمو از دستش رها کنم.

گفتم: ولم کن! چيکار مي کني؟!

- خب بغلت کردم!

- امشب زده به سرت؟ اين کارا چيه؟!

دستاشو گذاشت رو بازوهام و برگردوندم طرف خودش و با لبخند گفت: اينم جزو نقشمه!

دستاشو زدم کنار وگفتم: بهتر نيست يه کارايي کني که دوست دارم؟! من از بغل و بوس کردن خوشم نمياد. با اين کاراتم عاشقت نمي شم!

romangram.com | @romangram_com