#حصار_تنهایی_من_پارت_1123
- چرا نذاشتي خودم حساب کنم؟!
با لبخند دستشو انداخت دور شونم و گفت: خجالت بکش دختر! قانون مرداي ايران اينه که هر زني همراهشونه، حق دست کردن تو جيبشون رو چي؟
با خنده گفتم: ندارن!
دستشو برداشت و گفت: آباريکلا!
گفتم: شيرين و فرهاد نيستن! معلوم نيست کجا غيبشون زده؟
- وقتي اينجوري غيبشون مي زنه، يعني فرحناز داره جيب آرادو خالي مي کنه! خب حالا چه کفشي مي خواي؟
- قرمز!
- بابا خانم قرمز پوش! مي خواي دستور بدم هنگام ورودتون فرش قرمزم پهن کنن؟!
با خنده گفتم: اونوقت فکر نمي کني ديگه عروسو راه نمي دن؟!
- راست مي گي! به اينجاش فکر نکرده بودم!
کل پاساژو گشتيم و کفشي که به اين لباس بياد، پيدا نکرديم. ديگه خسته شده بودم.
گفتم: امير بريم. کفشاش به درد نمي خوره.
امير زنگي به آراد زد و گفت: کجايين؟
romangram.com | @romangram_com