#همیشه_یکی_هست_پارت_92
سُها با دستپاچگي گفت :
- خوشم اومده ولي منظورم اين نبود كه شما برام بخرينش .
- خواهش ميكنم بگيرين . اگه نگيرين ناراحت ميشم .
- آخه …
- نه نيارين ديگه . قابل شمارو نداره .
سُها با خجالت عروسك و ازش گرفت و تشكر كرد فريد هم خوشحال مسير اتاقش و در پيش گرفت . هيرادم سري به نشونه ي تاسف واسه فريد تكون داد و كيف به دست به سمت اتاقش رفت . منم همينجوري مات مونده بودم . رفتم كنار سُها و گفتم :
- جريان چي بود ؟
- هيچي ديشب كه داشتيم ميرفتيم خونه سر راه يه دست فروشه كنار خيابون بود كه اين خرسه دستش بود منم ناخود آگاه گفتم چقدر قشنگه . فريد ماشين و نگه داشت ميخواست بخره من نذاشتم . انگار امروز رفته ازش خريده .
عروسك و با ذوق توي ب*غ*لش گرفت . حسوديم شد . حسودي كه نه حس خوبي نداشتم . گفتم :
- مگه تو بچه اي كه عروسك واست گرفته ؟
- خوب مهم اينه كه فهميده من دوست دارم و برام خريده كارش واسم خيلي ارزش داشت .
نيشخندي زدم و گفتم :
- من كار دارم ميرم به كارام برسم توام به عروسك بازيت برس .
- بي سليقه .
از كنارش رد شدم و به سمت آشپزخونه رفتم . يه چيزي انگار تو گلوم گير كرده بود . واقعا حسوديم شده بود ؟ اونم به سُها ؟ اون كه انقدر بهم كمك كرده بود . بس كن بلبل همش يه عروسك بود . ” خوب اگه فقط يه عروسك بود چرا كسي به من از اينا نداده تا حالا ؟ ” اصلا مگه من بچم ؟ عروسك بازي كار دختراست ! با اين حرف به خودم دلداري دادم . ولي خودم فهميده بودم يه مرگيم هست . احساس ميكردم يه چيزي تو زندگيم كمه .
روي صندلي نشسته بودم و كتاب جلوم باز بود ولي اصلا توجهي بهش نداشتم . به يه نقطه روي ديوار زل زده بودم و فكر ميكردم . چرا نميخواستم سُرمه باشم ؟ 20 سال بلبل بودم وضع زندگيم اين بود حالا چند سال اگه سُرمه ميشدم چه اتفاقي واسم ميفتاد ؟ ” خاك تو سرت بلبل ميخواي يه دختر باشي ؟ ميخواي انقدر ضعيف باشي كه هر كي به خودش اجازه ي هر كاري رو بده ؟ ” آخه مگه همه ي دخترا ضعيفن ؟ چرا نميشد اولين دختري باشم كه خيلي قويه و تا اينجا از پس خودش و زندگيش بر اومده ؟
يهو ديدم دستي جلوي صورتم تكون ميخوره يهو خوف كردم از روي صندلي بلند شدم ديدم هيراده گفتم :
- چقدر ساكت مياين تو !
ابروهاش و بالا انداخت و گفت :
- ساكت ميام تو ؟! 1 ساعته دارم صدات ميكنم معلوم نيست كجايي .
-امرتون ؟
- يه مهمون قراره واسم بياد . خيلي پيشش رو دروايسي دارم . وقتي اومد 5 دقيقه بعدش برامون قهوه بيار باشه ؟
- باشه .
قبل از اينكه بره نگاهي به سر و وضعم كرد كه خوشم نيومد با اخم گفتم :
romangram.com | @romangram_com