#همیشه_یکی_هست_پارت_152
- متوجه منظورتون نميشم .
اخماش و بيشتر تو هم كشيد گفت :
- شايد نيتش يه چيز ديگست .
تازه منظورش و فهميده بودم يهو آتيشي شدم گفتم :
- فكرت مسمومه !
- توام زيادي ساده اي .
كتش و برداشت و گفت :
- از ما گفتن بود ولي زياد به اين يارو اعتماد نكن .
از كنارم رد شد ميخواستم صورتش و زير مشت و لگد بگيرم . اصلا به اون چه ! چند دقيقه بعد به خودم اومدم رفته بود منم سريع درارو قفل كردم و رفتم سمت انباري .
يه گوشه نشستم . داشتم برخورد هيراد و پارسا رو با هم سبك سنگين ميكردم . نگاه هيراد كنجكاو بود ولي پارسا مهربون بود . رفتاراش واقعا سنگين بود و با احترام . لعنت به تو هيراد !
يعني تو هر دفعه ميشيني درد ميكشي ؟
همينجوري كه دلم و گرفته بودم و چسبيده بودم به بخاري گفتم :
- پس بايد چيكار كنم ؟
- يه مُسَكِن بخور .
- مگه افاقه ميكنه ؟
ادام و در آورد و گفت :
- پَ نه بشين دردش و تحمل كن . دختر تو از كجا مگه اومدي ؟
- آخ . سها انقدر حرف نزن يه فكري واسه حال من بكن .
- خوب شد پس امروز زود اومدما . وگرنه مرده بودي . باز خدارو شكر ميدوني چي به چيه و بايد چيكار كني . آدم به خدا شك ميكنه تو دختر باشي . اين همه سال پس چجوري از پس اين قضيه بر ميومدي ؟
- به سختي .
نگاهي بهم كرد و گفت :
- خيلي خوب انقدر به خودت نپيچ حالا بگير اين پتو رو بنداز روت امروزم نميخواد از جات تكون بخوري .
بلند شد از اتاق رفت بيرون . منم همينجوري به خودم ميپيچيدم . تنها نقطه ي عطف من با دنياي زنونم هميشه همين دل دردا و اتفاقاي ماهيانم بود . هميشه اون مدت منزوي و گوشه گير ميشدم . خودمم نميدونستم چمه ولي بدجور پاچه گير ميشدم . دست خودمم نبود . مادر كه نداشتم بهم اين چيزا رو حالي كنه . يادمه براي اولين بار اقدس بهم همه چي و گفت . من شوكه نگاهش ميكردم . حتي يه بار ازش پرسيدم كه ميتونم به اكبر و حسنم بگم ؟ اونام اينجوري ميشن ؟ ولي جواب اقدس فقط فحش و ناسزا بهم بود . هميشه ميگفت تو خودت و به خريت ميزني همه چي حاليته . واقعا نميدونستم . هيچ اطلاعاتي در اين زمينه نداشتم . البته اون موقع كه مدرسه ميرفتم يه زمزمه هايي از بچه ها شنيده بودم ولي اطلاعاتي ازش نداشتم . يعني كسي حسابم نميكرد كه بخواد بهم چيزي بگه . هميشه واسم يه نقطه ضعف بود . بين اون همه پسر ميترسيدم يه وقت گاف بدم . به محض اينكه درداي كذاييش شروع ميشد روز اول و همش يه گوشه مي افتادم و به خودم ميپيچيدم .
romangram.com | @romangram_com