#همه_سهم_دنیا_رو_ازم_بگیر_پارت_89
سبحان کلافه بلند شد و گفت:امروز که گذشت اما يادتون باشه ما در اين مورد حتما بايد صحبت کنيم.
خانم جان لبخند کمرنگي از غد بودن نوه اش زد و سبحان از در بيرون رفت.خانم جان به سوي فرشته دست دراز کرد و گفت:بيا جلو دختر جان.
فرشته جلو آمد و دست چروک خورده و لاغر خانم جان را در دست گرمش گرفت و گفت:بفرمايين.
-عزيزم، من اينجا تنهام، هروقت تونستي بهم سر بزن.قول ميدم استاد بداخلاقت سر نرسه!
فرشته لبخند زد و گفن:من با ايشون مشکلي ندارم.اما چشم قول ميدم بيام بهتون سر بزنم.
خانم جان با رضايت سر تکان داد که فرشته قدمي به عقب گذاشت و گفت:با اجازه تون.
فرشته دست او را رها کرد و شيک و خانمانه با قدم هاي آهسته از در بيرون رفت.صداي بوق سبحان باعث شد به قدم هايش سرعت دهد و با حالت دو خود را جلوي در برساند.همين که سوار ماشين شد گفت:بخشين که دير اومدم.
سبحان سر تکان داد و حرکت کرد.هنوز مسافتي نرفته بودند که سبحان پرسيد:وقتي ديديش حالش خيلي خراب بود؟
-خب دستشون روي قلبشون بود و مرتب مالشش مي دادن.رنگشون پريده بود.اما قرصو که همونجا دادم خوردن حالشونو بهتر کرد.
سبحان آهي کشيد و زمزمه کرد:اصلا حواسش به خودش نيست.
فرشته کنجکاوانه پرسيد:مادرتونه؟
سبحان پوزخند زد و گفت:يادت رفته بود من تو باشم نه شما، چي شد رويه فرق کرده؟
فرشته اخم کرد و گفت:چيزي فرق نکرده، فقط اينکه دارم سعي مي کنم احترام بزارم.
-من اين احترامو نمي خوام.همون تو بهتره.
فرشته با حرص نگاهي به او انداخت و گفت:جواب سوالم؟
-مادربزرگمه.
خلاصه و مفيد بدون اينکه توضيحي دهد بابت هر چيزي که ذهن فرشته را مشغول کرده بود.پوزخندي زد و نگاهش را به بيرون دوخت.سبحان زير چشمي نگاهش کرد و دلش کمي حرف زدن مي خواست.اين تعطيلات مزخرف تريني بود که تجربه کرده بود.مرتب در خانه بود يا بيرون کنار دريا.اوف بوشهر هم غير دريا جايي نداشت.اخم درهم کشيد و به آرامي پرسيد:تعطيلات خوش مي گذره؟
کنجکاو شده بود؟...زير چشمي نگاهي به جواني که استادي را يدک مي کشيد و الان له له مي زد براي کمي گپ زدن انداخت و به عمد خلاصه و مفيد گفت:خوبه!
ابروهاي سبحان بالا پريد و اين تلافي بود؟! اما براي اينکه لجش را درآورد گفت:احتمالا اينقد بد گذشته که تو اين همه بي حال جواب دادي....مي تونم قول بدم اگه با من بياي تعطيلات بهتري داشته باشي.
فرشته تيز نگاهش کرد و گفت:چرا سعي مي کني نفرت انگيز باشي؟
romangram.com | @romangram_com