#همه_سهم_دنیا_رو_ازم_بگیر_پارت_139
..................
-خواهش مي کنم.واقعا ناراحت شدم.
.............
-کمکي از دست ما بر مياد؟
................
-بدون تعارف؟!
...............
-چشم، حتما!
.............
-خدانگهدارتون.
تلفن که قطع شد، فرشته فورا پرسيد:چي شده مامان؟
زهرا نفس عميقي کشيد و گفت:کيان رو گرفتن، بازداشته!
فرشته وا رفته دسته ي مبل را گرفت تا تعادلش را حفظ کند.با لکنت گفت:يعني...چي؟
زهرا کنجکاوانه نگاهش کرد و گفت:فرشته؟!
فرشته خود را روي مبل انداخت و گفت:آه مامان!
-دوسش داري نه؟
چشمانش را روي هم گذاشت و گفت:حالا چي ميشه؟
زهرا کنارش نشست و گفت:نفهميدم جريان چيه؟ ايشالا به خير مي گذره.
-نگفت براي چي بازداشتش کردن؟
-گفتم که چيزي نگفت.
romangram.com | @romangram_com