#هم_قفس_پارت_143
_لباس هاتوعوض نمی کنی؟
_مگه اینا عیبی داره؟
_نه،همین جوری گفتم.
رفتم بالا،مهرداد پشت کامپیوتر نشسته بود وبا دکمه هاش ورمی رفت،توی حرکاتش استرس زیادی دیده می شد.
_نمیای پایین مهرداد؟
_نه افشین،من اینجا راحت ترم،نمی خوام سرتا پام رو مسخره کنه.
صندلیش رو چرخوندم طرف خودم.
_کسی اجازه نداره تورو مسخره کنه،من نمی ذارم،لادن فقط باهات شوخی کرد.حالا پاشو بریم پایین،الان علی آقا شام رو حاظر می کنه،این جوری اگه بخوای توی اتاق بمونی یعنی لادن برده،می فهمی؟
_اگه بازم شروع کنه چی؟عادتشه،می دونی که،همیشه توی دانشگاه هم همین طوره.
romangram.com | @romangram_com