#گودبای_تهران_پارت_222

بعدم نشستیم ی جایی بین پری و سپیده

دختره که اسمش ویدا بود روبه رومون کناره هستی نشسته بود

همه داشتن میوه پوست میگرفتنو صحبتای عادی میکردن!

این مردا چقدر زود باهم دیگه جینگ شدن

هستی داشت سرتاپای منو بررسی میکرد

از حالت نگاهش میفهمم که رابطه خوبی نمیتونیم باهم داشته باشیم



پری: شما دوتا وَرپریده خوب خوابیدینا

+ اخ پری جون نمیدونی چه حالی داد که

سپیده: پری جون خسته شد انقدر کار کرد ظهر تاحالا

- بقیشو دیگه بسپار دست ما پری جون

+راست میگه ما حلش میکنیم

پری: دستتون درست


romangram.com | @romangram_com