#گودبای_تهران_پارت_220

نازنین زد زیره خنده!

+باز این وحشی شد

بی اعصاب پا شدم رفتم تو سرویس بهداشتی اتاق

دستی به صورتم کشیدم

اومدم بیرون

سپیده رفته بود پایین

+چند ساعت خوابیدیم که هوا تاریک شد؟

-چمیدونم والا

نازنینم رفت دست صورتشو شست اومد!

و باز جرو بحث همیشگی ما شروع شد! دعوا سره آینه!

ملایم گفتم: نازنین جان ، خواهرم ، نفسم ، گلم ، زندگیم لطف کن دستتو از تو حلقم درار!

+وایسا وایسا ریملم تموم شه

-بابا یکمممم برو اونورتر منم خودمو ببینم


romangram.com | @romangram_com