#گودبای_تهران_پارت_214
خودشم عین من پرید اومد کنارم دراز کشید
-میگم نازی
+هوم؟
-امیررضام خوبه ها! یجواریی از سرتم زیادیه
یهو دپ شد گفت: بیخیال ترنم ، خودم هرروز خوددرگیری دارم
-یعنی عاشقش شدی؟
+نه بابا دیوونه!
-پس چی؟
+دلم براش میسوزه....خیلی پسره مهربونیه....همش از اینده صحبت میکنه.....از ی زندگی رویایی.....تو این چندوقت حتی ی بارم عصبانیتشو ندیدم.....اینا همه باعث میشه عذاب وجدان بگیرم که اون انقدر خوبه من مجبورم بزارم برم و انوقت بیخودو بی جهت ابروی اون میریزه! تو ی داستانی که من ساختم قرار نبود امیررضایی باشه...!
-اهوم تا حالا از این جهت بهش فکر نکرده بودم....خب جدی بگو اگه واقعا امیررضا از سهیل سرتره دیگه چرا الکی خودتو دردسر بدی؟
+درسته من با امیررضا شادم....درسته خیلی وقته درست قیافه سهیلو ندیدم یا باهاش صحبت نکردم....اما احساس میکنم خوشحالیم کنار سهیل صد برابره
-پووووف پس واسه تو هنوز جومونگ کهنه نشده
romangram.com | @romangram_com